گفتی که بگذر از من عشق دروغین زمان
گفتم که از تو بگذرم از دل که نتوانم گذشت
گفتی وفا مرد دگر نام وفا از بین رفت
گفتم وفا داری اگر من از وفا دم میزنم
گفتی حدیث عشق را از دل برون کن نازنین
گفتم که نه .دل را به هر نحوه ی که نتوانی شکست
گفتی که فرهاد زمان از پس شیرینش گذشت
گفتم که او فرهاد بود فرهادها رفتن دگر
گفتی که بحر عشق من جان میدهی اندر برم
گفتم که جان قابل نداشت اندر برت سر میدهم
گفتی که نامت را نهم در درس عشق چون نامدار
گفتم که هیچ کس نیستم وقتی تو هستی در برم
م.صانعی
ما را در سایت ترانه ها دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: احسان فردین
بازدید: 271